ریحانهریحانه، تا این لحظه: 19 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره

ریحان جیگر

يعني كدومش درسته؟؟

1391/8/20 8:56
نویسنده : مامان جون
140 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختركمماچ

حالا بگو كدومش درسته؟سوال

منظورم اخلاق شما و اخلاق خودمه!

آخه اخلاق من و تو يه جايي هست كه خيلي خيلي با هم فرق مي كنه، اونم در جايي كه يه چيزي رو بخوايم. مامان جون عزيزت كه خودم باشم اين مدليه كه اگه يه چيزي رو بخواد يه بار بيشتر نمي گه، فوق فوقش دو بار يا حداكثر ديگه چونه نزن آخرش سه بار......اما تو وروجك من ، خدا نكنه چيزي رو بخواي اونقدر اصرار مي كني و مخ ما رو ميخوري تا به خواسته ات برسي و جالبش اينجاست كه وقتي هم كه بهت مي گم چرا اينقدر اصرار مي كني؟؟؟؟؟ مي گي بايد اونقدر زياد بگم تا انجامش بدين.....اي وروجكنیشخند  ولي من هر كاري بكنم نمي تونم اينهمه اصرار كنم شايدم به خاطر غرورمه، چه ميدونم. به هر حال اينجاست كه آدم تاثير ژنها رو كاملا ميبينهخنثی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

زینب
20 آبان 91 9:51
خصوصی گلم
زینب
20 آبان 91 10:28
کیا شهر دیگه


به سلامتي رفتني شدي: دست علي يارتون-خدا نگهدارتون
حالا ايشالا قبل از رفتن ببينيمتون
سارا
20 آبان 91 10:46
عزیزم همونه که گفتی
منم هیچوقت زیاد نمیگم به غروروم بر میخوره خواهر
البته بعدش تیکه میندازم هاااااااااااااا



خاله جون احمد
20 آبان 91 11:24
یعنی ژن ریحانه جونم به شما نرفته به کی میتونه رفته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعضی وقتا بلا میشی عزیزم
خاله جون احمد
20 آبان 91 15:59
خصوصی عزیزم
نس...
20 آبان 91 19:33
سلام. خوبی؟ خبری ازت نیست بابا. ... هم که نمیای/
ای بلاچه ریحانه! ولی اگه استدلالش اونه به نظرم باید یه موقع هایی حرفش رو گوش نکنین تا فکر نکنه این تکنیک همیشه جواب میده و بعدا دچار مشکل نشه خدای نکرده


سلام خواهر جون، خوبم.شما چطورين؟ خودتم كه نميري اونورا....
زینب
20 آبان 91 23:50
وای خواهر دعا کن نریم چند ساعت پیش خبر دادن اونجایی که قرار بود بهمون بدن خورده به تعمیرات و بنایی متاهلی نمیشه رفت محسنم میگه حوصله ندارم تنهایی برم نشستم رو مخش کار کردم کلا قید رفتنو بزنه دعا کن جواب بده فکر کنم ژن ریحانه به من رفته نه


ايشالا كه هر چي خيره همون پيش بياد

زینب
20 آبان 91 23:52
چقدر خوش گذشت نه


البته،ممنون
زینب
20 آبان 91 23:55
ممنون که بهم سر زدی راست میگی خواهر دعا کن از این دورانمونم خاطره های خوش زیادی برامون بمونه....انشاالله


انشاءالله كه همينطور هم هست
خاله جون احمد
21 آبان 91 9:28
خصوصی
خاله جون احمد
21 آبان 91 14:21
آره عزیزم الان آنلاینم
سارا
21 آبان 91 15:01
عزیزم انشاالله در یکی دو روز آینده دستور پلو چینی رو تو وبلاگم برات مینویسم واقعیتش این چند روز اصلا حوصله ندارم ومیخوام یه جوری باشه که خودم هم بپزم و عکسش رو بزارم


خواهش مي كنم،چرا حوصله نداري؟
زینب
21 آبان 91 20:23
سلام خواهر جون خوبی؟رفتنی شدم البته خودمم خیلی راضیم اخه میخواییم بریم خود بندر انزلی کلی ذوق کردم فاطمه میگه اگه رفتی ما هم دو سه روز تعطیلی میاییم پیشتون شما هم پاشید بیایید کلی حال میده


ايشالا به سلامتي، موفق باشي
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ریحان جیگر می باشد