ریحانهریحانه، تا این لحظه: 19 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

ریحان جیگر

خاطره روز اول مهد

1390/8/1 11:52
نویسنده : مامان جون
220 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز که گذاشتمت مهد دوباره ساعت 3 و نیم اومدم دنبالت البته پیاده و کلی حال دادچشمک .تازه یه بهونه و اجباری برای پیاده روی پیدا کردم . مگه اینجوری مجبور بشم یه کم پیاده روی کنم . البته ازخونه تا مهدت با اتوبوس دو سه تا ایستگاهه اما چون به سمت مهدت سرپایینیه در عرض یه ربع رسیدم اونجا . خلاصه دیروز فقط جشن داشتین و بازی و خانوم معلمتون براتون یه شاخه گل رز زیبا و یه مداد که سرش رو فرفره زده بود و تزئینش کرده بود رو به شما یادگاری داد . من اونارو ایشالا تا وقتی بزرگ بشی برات نگه می دارم . خلاصه به عنوان اولین روز حسابی حال کرده بودی و می گفتی که حسابی بهت خوش گذشته بود خنده. راستی در مورد کیفت نگفتم که بالاخره برات یه کیف چرخ دار خوشگل خریدیم . آخه تو همش می گفتی کیف چرخدار می خوام و من و بابا می گفتیم کیف چرخدار هم خراب میشه و هم کثیف ولی خوب از اون جایی که من و بابا خیلی دل رحمیم تو رو به قول خودت به آرزوت رسوندیمهورا . امیدوارم خدای خوب و مهربون تو رو به آرزوهای بزرگ و قشنگ و دوست داشتنی برسونه . موفق باشی گل من.ماچماچماچ

حالا اینم عکس کیفت و یادگاریهات

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

معصومه
6 مهر 90 12:06
سلام ریحان جان و مامان گلش
خوشحالم که ریحانه از کلاسش خوشش آمده
امیدوارم همیشه خوب و سالم باشه و مایه افتخار بابا و مامان مهربانش


سلام عزیزم خوبی ممنون از لطفت به یادت هستم
مامان نفس طلایی
7 مهر 90 23:09
سلام وای چقدر زود نی نی مون بزرگ شد خوشحالم که خوشحالید چه کیف نازی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ریحان جیگر می باشد