ریحانهریحانه، تا این لحظه: 19 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

ریحان جیگر

سلام كه نام خداست

سلام عزيزم نمي دونم چرا هر دفعه ميام خاطرات تو رو بنويسم تبديل مي شه به خاطرات روز مره خودمون . خوب حالا مي خوام از خودت بگم . شما دختر گل و نازم هزار ماشالا خيلي بچه سرحالي هستي. مثلا اگه شب ساعت 12 هم خوابيده باشي كه معمولا هم همون موقع مي خوابي اگه فرداش صبح زود بيدارت كنم با اينكه كم هم خوابيدي ولي خيلي سر حال و با نشاط و بدون هيچ غر و نقي بيدار مي شي . و جالبش اينجاست كه از اون طرف بعد از ظهرش هم كه بهت ميگم برو بخواب خوابت مياد اصلا زير بار نمي ري و مي گي خوابم نمياد و منم با چه زور و زحمتي مجبورت مي كنم بخوابي .  خوب فعلا همين بازم بعدا برات از اخلاقهاي جالبت مي نويسم بوووووس ...
2 مهر 1391

مقدمات مدرسه

سلام گلدخترم امروز به زور و زحمت ساعت 10 بيدار شدي، آخه از اون ور هم شب ساعت 12 خوابيده بودي. خلاصه به زور بيدارت كردم و با هم رفتيم مدرسه تون. طبقه بالا توي راهرو يه ليستي از وسايل مورد نيازتون رو به ديوار زده بودن و اون طرف تر روي يه ميز بزرگ به قول خودشون نمايشگاه لوازم التحرير زده بودند كه من هم بيشتر وسايلت رو از اونجا خريد كردم . موند چند تاي ديگه كه نداشت و اومديم از محله خودمون خريديم. واي خوش به حالت بيشتر از تو من دارم كيف مي كنم  بعد هم كه اومديم خونه و فعلا هم كه پاي نتم. راستي خدا رو شكر امروز يه كم بهتري  در ضمن يه خبر خوبي كه امروز تو مدرسه بهمون دادن اين بود كه بچه هاي پيش دبستاني يه هفته ديرتر كلاسهاشون شروع ميشه...
2 مهر 1391

براي سارا جون

سلام سارا جونم. خوبي؟ يادت مياد قبلا ها كلاس مرواريد بافي ميرفتي؟ اون موقع برام يه آباژور درست كردي كه منم يادگاري نگهش داشتم اينم از عكسش     ببين چه دختر خوبيم يادگاريت رو قشنگ نگه داشتم ...
2 مهر 1391

روز اول مهر

سلام دختر نازم   امروز ، روز اول مهره. خوش به حال بچه مدرسه اي ها . ياد اون روزهاي قشنگ به خير. بعضي وقتها آرزو مي كنم اي كاش ميشد يك بار برمي گشتم به يكي از اون روزهاي قشنگ اما امروز شما دختر گلم كه امسال ميري پيش دبستاني نرفتي مدرسه. آخه از مدرسه تون زنگ زدن و گفتن كه شما كوچولو ها يه هفته ديرتر ميرين مدرسه.  من كه بدم نيومد . اما جالبش اينجاست كه امسال بر خلاف پارسال كه مي خواستي بري مهد و كلي منو اذيت كردي همش از من مي پرسي پس كي مدرسه مون باز ميشه و رزوها رو ميشمري. اميدوارم اين شور و شوق تا آخر سال همراهت باشه و هميشه موفق باشي. دوست دارم گل نازم ...
2 مهر 1391

سرما خوردگي بد موقع

اي بابا دختر گلم، وقت گير آوردي؟ از ديشب تا حالا ريحانه جونم سرما خورده  همينجوري هم آب چشم و بيني اش سرازيره، بميرم كه از بس بيني ات رو با دستمال پاك كردي دورش زخم شده فقط اميدورام كه زود زود خوب بشي ، تا قبل از شروع مدرسه ها ...
24 شهريور 1391

خداحافظ تعطيلات

امروز بيست و چهارم شهريوره. تقريبا تا هفت هشت روز ديگه مدرسه ها باز ميشه. يادش به خير اون موقع ها كه خودمون مي رفتيم مدرسه دم مدرسه رفتن كه مي شد چه حال و هوايي داشتيم.  مخصوصا اگه سال اول ورودمون به اون مدرسه نبود منتظر و مشتاق ديدن دوستامون مي شديم كه سه ماه بود نديده بوديمشون. يادش به خير حتي ماه مهر بوي مخصوص به خودش رو هم داشت. چقدر زود گذشت.....  و حالا نوبت شماست كه برين و كلي تجربه هاي مختلف توي مدرسه كسب كنين و كلي دوست تازه پيدا كنين. البته اميدوارم، از بس كه شما توي پيدا كردن دوست ضعيف عمل مي كني. حالا قراره از يه هفته ديگه انشاءالله بري پيش دبستاني توحيد . ايشالا موفق باشي دختر گلم توي اين چند روز باقي مونده بايد اند...
24 شهريور 1391

بالاخره تموم شد

  خوب اینم از کامل شده اش. البته فقط مونده سنگ وسط گل قهوه ایه که چون سنگهام رو خونه مامان گلم جا گذاشتم بعدا میدوزمش. حالا مامان جون چطوره؟ خوب شد؟       این غنچه ها هم برای سارا جونم. امیدوارم واضح باشن     ...
22 شهريور 1391

حالا چه طوره؟

رنگ گلها با هم جور در مياد؟  غنچه ها چي؟ اون گل ريز وسطي بين غنچه ها رو بدوزم؟ رنگ ربان صورتي روئيه خوبه تو گل بزرگه يا دربيارم همرنگ ربان زيريه بدوزم؟ ...
22 شهريور 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ریحان جیگر می باشد